X
تبلیغات
« کارتن خوابـــ »

متفاوت
حک شده در به قلم •● فائزه دارابی ●•

مدت‌ها بود دلم می‌خواست تغییر تحولاتی در وبلاگ بدم؛

سال ۹۳ بهانه‌ای شد برای شروع...

یادمون نره در سال جدید دلهامون رو از غصه‌ها پاک کنیم...

عدّه‌ای به من میگن کم‌کار شدم چون مدت‌هاست شعری ننوشتم

اما یک سری مسائل کوچیک واقعاً آدم رو دلسرد می‌کنه...مثلاً :

 عزیزان...توارد یک خط،یک بند،یک صفحه...بابا نه دیگه یک شعر!

بعدنوشت: از اینا هیچکدوم به این اندازه زورم نبرد که طرف قشنگ همه‌رو تایپ کرده بود

که بفرسته جشنواره‌ی شعر دانشجویی!

شاعر نمی‌تواند غرق لجن شود/شاعر نمی‌تواند یک کرگدن شود...محمدسعید میرزایی

بگذریم...

تصویر زیر مربوط می‌شود به حال من هنگام شعر گفتن...(- دیگران درصدد شکستن انزوا)

پ.ن: و در آخر 

تبریک و تشکر ویژه دارم به آقای امیر بهلولی که اوّلین فیلم سه بعدی را در لرستان

 بوجود آورد.

گزارشی از عوامل اجرایی و اکران دستی پر از پوچی را ببینید در وبلاگ ایشان: در اینجا و اینجا

پ.ن۲: قالب وبلاگ در دست تعمیر است...فعلاً حوصله‌ی تعمیرات ندارم!


برچسب‌ها: فائزه دارابی, توارد, انجمن ادبی, خلیج فارس, سال جدید

«دانه های سرخ»
حک شده در به قلم •● فائزه دارابی ●•

مادرم می گوید:

«دانه های سرخ

     نصیب خاک می شوند»

دیروز

چشمانت

رنگ خون گرفته بود

می ترسم...


پ.ن: گزارشی از فیلم سه بعدی دستی پر از پوچی  به کارگردانی امیر بهلولی: اینجا

عکس دست جمعی از کنگره‌ی به لهجه‌ی شقایق  در کوهدشت : اینجا

گزارشی از کنگره‌ی به لهجه‌ی شقایق در کوهدشت: اینجا

عکس دسته جمعی از کنگره‌ی هفتاد و دو خط اشک در اصفهان : اینجا

گزارشی از کنگره معمار انقلاب در تبریز : اینجا

نشریه‌ی pdf و گزارشی از کنگره‌ی پنجره در تهران : اینجا

گزارشی از کنگره‌ی شعر بسیج در ایلام : اینجا

گزارشی از کنگره‌ی پنجره در فارس نیوز: اینجا

گزارشی از نشست تخصصی و همایش شعر انقلاب در دلفان: اینجا

گزارشی از مسابقه عکاسی دهه فجر در بروجرد: اینجا



« نی‌نامه »
حک شده در به قلم •● فائزه دارابی ●•
 

لشکر غم روبرو ، نامردها دور و برت

عشق ناخوانا شده از ردّ خون بر پیکرت

خیمه افتادست از پا و رمق در کوفه نیست

مشک زمزم می‌شود مانند دست دیگرت

نیزه‌ها مصرع به مصرع در گلویت می‌روند

قافیه هم آخر هر بیت می‌آید سرت ۱

شمس روی نیزه و نی روی لب‌هایت حسین

با چه رویی مولوی شاعر شود در محضرت

چارده قرن از تو گفتیم و نفهمیدیم که

غم چرا پهلو گرفته در نگاه مادرت

 

(۱) :  که نیزه شعر شود - قافیه : سر پدرت (علیرضا اطلاقی)